مرتضى راوندى
373
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
علماى اصفهان بود ، تحصيل علم نمود و درنتيجه سعى و تلاش ، در نويسندگى ، شاعرى و خطاطى كسب شهرت كرد ، تا جائى كه هفتادگونه خط مىنوشت و از راه نگارش و تذهيب و تجليد قران و ديگر كتب ، كسب معيشت مىكرد كتابهاى علمى مىخريد و نزد استادان شايسته مىخواند ، در همدان ، خال او زين الدين ، طغرل را خواندن و نوشتن آموخت ، تا آنجا كه پادشاه توانست قرآن را به خط خود بنويسد ؛ چون كار نگارش قرآن پايان يافت ، راوندى مانند ديگر نقاشان و مذهّبان در زرنگارى آن مصحف شركت جست . بعد از انقراض دولت سلاجقه و كشته شدن طغرل ، راوندى به آسياى صغير روى آورد و به دولت كيخسرو بن قلج ارسلان پيوست و در پناه حمايت او كتاب راحة الصدور و آية السّرور را در طى چهار سال به نام آن پادشاه تأليف كرد . با اينكه كتاب او عبارت است از شرح وقايع و تاريخ سلطنت خاندان سلجوقى ، براى توصيف و روشن كردن حوادث ، گاه به شاهنامه فردوسى و ديگر آثار شعرا استشهاد مىكند . راوندى در اين كتاب پرارزش ، از سلجوقنامه ظهيرى بهعنوان يك مآخذ استفاده كرده و در ديباچه ، سبب تأليف كتاب و خصوصيات دولت آل سلجوق را از ابتداى كار تا پايان عهد طغرل بن ارسلان و استيلاء خوارزمشاهيان بر عراق توضيح داده و در عين حال دربارهء اتابكان عراق و آذربايجان نيز به تفصيل سخن گفته است و در پايان ، فصولى در ذكر آداب نديمى و شطرنج و شراب و مسابقت و تيرانداختن و شكاركردن و اصول خط و غيره آورده و كتاب را به نام و به مدح غياث الدين كيخسرو ختم كرده است . اين كتاب از جمله بهترين كتب نثر پارسى است كه قسمتى از آن به شيوهء نثر مصنوع و مزين و قسمتى ديگر ساده و بىپيرايه است . نظريّات و انتقادات شديد مؤلف از مامورين ستمگر دولت در نيمه اول قرن ششم هجرى راوندى ماند ابو الفضل بيهقى ، گهگاه وارد جزئيات زندگى اجتماعى مردم شده و از بيدادگرى بعضى از عمّال و كارمندان دولت به شدت انتقاد كرده است . از جمله در همين كتاب راحة الصدور مىنويسد : مادامكه « عوانان و غمازان و بددينان ظالم » در امور دولتى و ديوانى مداخله نداشتند ، وضع عمومى مردم قابل تحمل بود و امراى وقت و مأمورين